به نام خدا
آن قدر فقيرم که حتي نمي دانم چه ندارم، چه کم دارم. خبر ندارم چه «هست» که بخواهم.
مثل وحشت زده ي گرسنه اي که همه ي دنيا را يک جا در دست دارد، نمي دانم چه بايد بکنم!
رجب و شعبان را گذرانده ام بي هيچ کلامي، بي هيچ التماسي، بي هيچ تمنايي.
فقط نگاهم به تو بوده و بس. نمي دانستم با اين همه خوشبختي چه بايد کرد.
در آستانه رمضانم و هنوز بهره اي از سفره ي سخاوتت نبرده ام.
معبودا؛
بيا و به قدر فضل و کرم خودت به من ببخش.
ظرف وجودم حقيرتر از آن است که نصيبي از کرم تو بردارم.
بيا و ظرفي که شايسته فضل و عطاي کثير توست به من عطا فرما.
ظرف از تو و پيمانه هم از تو.
اين من و اين جود و کرم تو.
يا اکرم الاکرمين و يا اجودالاجودين.
يا غياث المضطر المستکين...
برچسب:
نویسنده: نیما اکبری