به نام خدا
روزهاي پر دلهره اي را مي گذرانم. با خودم حرف مي زنم، دلداري مي دهم. مسئوليت بزرگي است؛ زمان و انرژي فرزنداني را در دست دارم که قرار است آينده را به دست بگيرند. نگرانم تا مبادا ساعتي از آن را هدر دهم يا به قدر سر سوزني از اين گنجينه عظيم کم شود.
انگيزه بسياري دارم و به خود اميد مي دهم: قلم بايد به دست آدم متعهد باشد. چرا چنين افرادي جرأت نوشتن ندارند تا حرف هاي خوبشان را تقسيم کنند.
به بازار آشفته نشر مي انديشم و آخرين نمايشگاه کتابي که «يازده دقيقه» پائولو کوئليو را به حراج گذاشته بود.
دلم را محکم مي گيرم تا تپش هاي تندش لرزه به اندامم نيندازد. من بايد بتوانم، حتي با همين دلهره اي که لازم است داشته باشم.

برچسب:
نویسنده: نیما اکبری